محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6637
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بربران كشته شدند . نبرد ميان آنها از در شام بود تا در كوفه . ابو الصقر برنشست و سوى آنها رفت و با ايشان سخن كرد كه پراكنده شدند . آنگاه از پى دو روز شر را از - سر گرفتند كه ابو الصقر برنشست و سوى آنها رفت و آرامشان كرد . در اين سال يوسف بن يعقوب بر مظالم گماشته شد و دستور داد ندا دهند كه هر - كس مظلمه اى به نزد امير الناصر لدين الله يا يكى از كسان دارد حاضر شود . به سالار نگهبانان گفت كه هيچكس از زندانيان را رها نكند مگر كسانى كه حكايتشان بر يوسف عرضه شود ، و آزاديشان را روا بيند . در نخستين روز شعبان يكى از سرداران ابن طولون با سپاهى بزرگ از سوارگان و پيادگان به بغداد رسيد . در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج بود . ( 19 پس از آن سال دويست و هفتاد و هشتم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و هفتاد و هشتم بود از جمله نبردى بود كه ميان ياران وصيف خادم و بربران و ياران موسى خواهرزادهء مفلح بود ، به مدت چهار روز پياپى ، آنگاه سازش كردند ، از آن پس كه ده و چند كس از ميانه كشته شده بود ، و اين در اول محرم بود . پس از آن در سمت شرقى ميان نصريان و ياران يونس نبردى رخ داد كه در اثناى آن يكى كشته شد ، سپس جدا شدند . در اين سال ، وصيف ، خادم ابن ابى الساج ، به فرمان ابو الصقر سوى واسط رفت تا چنان كه گفتهاند كمك وى باشد به سبب آنكه ابن ابى الصقر وى و يارانش را پرورده بود و جايزه هاى بزرگ به دو داده بود و مقررى يارانش را داده بود . ابو الصقر خبر يافته بود كه ابو احمد مىرسد و از وى بر خويشتن بيمناك شده بود ، از آن رو كه هر -